۱۳۹۷ مرداد ۱۲, جمعه

چه شبی خواهد بود


چه شبی خواهد بود

در ساحل

ساحل امن دو دست مردی
که چو سدی محکم

تو را

از دریا
از امواج

می گیرد

و به این واسطه

اندک وقتی
قلبت را به خود می فشرد.
و چه شوقی دارد

غرق شدن در ان دم
بین موهای پریشان تو و
عطر تنت.

من در این بین به شن ها

می خورم

حسرت سخت
که به نقش تن تو مهر شدند و

ای کاش
ذره ای از هوست
از مهرت

بر دل ما نقش شود.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر