۱۳۹۵ مرداد ۳, یکشنبه

ماهِ شب آویز

شب ها همه در بستر تو عطر دلاویز
من در همه شب تا به سحر مست و گلاویز

چون دست من و دست تو و حلقه جانان
نوشین دهنت شهد و عسل، سخت شفاخیز

هُرم دو لبت چون که به لب های من افتاد
آمد ز هوا و هوست امرِ به پاخیز

تا جسم بجنبانی از آن روی به این روی
من غرق دو چشمان تو و جسمِ بلاخیز

چون جسم دگر بار بگردانی به آن سوی
من محو دو قوس کمرت، ماهِ شب آویز!

سوم مرداد ۱۳۹۵

همسر مهربان


آنکه دارد همسری همچون تو مهربان ای دلا!
کی شود غمگین ز دنیا و بدی ها ای دلا!

تو که با لبخند خود غم از دل ما می بری
گو تو با آن خنده ها هوش از سر ما می بری

در همه دنیا بگشتم قبل تو من نیک نیک
تا به آن دم با تو کردم چند لحظه جیک جیک

من هم آن دم برکشیدم دست خود از جستجو
چون شدم من عاشقت در زندگی من پو به پو

من کمر بستم در آرم از رقیبانم دمار
این امیدستم که بر عشقت کنی من را سوار

مرکب عشق تو باشد آنچنانم راهوار
هر حریف و مدعی را می کنم من تار و مار
دوم مرداد ۱۳۹۵