۱۳۹۷ مرداد ۱۹, جمعه

پرواز پرنده

صدها پرنده پر گشوده در هوا
تنها به جرم رویت روی ماه تو
از یاد میبرند
آنچه ز کوچکی از بر نموده اند

پرواز را

به لبخندت

به طراوت لبخندت سوگند
که گر هزار بار در امواج گیسوانت
از نفس افتم
از دیده بازی با چشمانت
نظر به زیر نخواهم افکند
تا بی اختیار
بوسه ای بر پهنه پیشانی ات نهم
و گونه هایت را که اکنون با لبانت
در رنگ و لعاب در رقابتند
با حسرت به نظاره بنشینم
عطر تنت را استشمام کنم
و از هوش روم
و در عالم رویا
به این خیال متصور
که با دستی
به  نوازش طره مشگین فام تو مشغولم

و آن دیگر به اندام مشکین و سیمین فامت

۱۳۹۷ مرداد ۱۲, جمعه

چه شبی خواهد بود


چه شبی خواهد بود

در ساحل

ساحل امن دو دست مردی
که چو سدی محکم

تو را

از دریا
از امواج

می گیرد

و به این واسطه

اندک وقتی
قلبت را به خود می فشرد.
و چه شوقی دارد

غرق شدن در ان دم
بین موهای پریشان تو و
عطر تنت.

من در این بین به شن ها

می خورم

حسرت سخت
که به نقش تن تو مهر شدند و

ای کاش
ذره ای از هوست
از مهرت

بر دل ما نقش شود.