۱۳۹۰ اسفند ۱۵, دوشنبه

سرو تمام ناز من

من همه شب به کوی تو
بنده روی و موی تو

سر بنهم به عاشقی
بانگ زنم ز بوی تو:

این دلم از همه گسست تا که بپوید این رهت
چون به رهت فتاده‌ام بی‌ دل و بی‌ خبر شوم ؟

ناز تو و نیاز من
سرو تو و نماز من
بر تو نماز می‌کنم ، سرو تمام ناز من

ناز تو کرد خون به دل
یاد تو کرد اشک ، رود
چشمه لا یزال عشق ، سرو تمام ناز من

تو ز فرشتگان سری
وز همه مهربان تری
. . .