۱۳۹۷ مرداد ۷, یکشنبه

تو در میان


تو در میان و گرد تا گردت نشسته عاشقان زار

لبخند تو آن آتش هر محفل و کوچه و بازار 

تا تو کنی قصد گذر از کوی و برزن

از هر کنارش صف کشند صد مرد و صد زن

آنها که جز روی و جمال تو ندیدند

جمله یکایک دست خود ناگه بریدند

وانها که در ژرفای عشقت کام جستند

مسرور و خندان در غمت افسانه گفتند


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر