تنت
ناز و لطیف
و
دل
چه سنگ است
تمام ناله هایم
پیش پایت
لنگه لنگ است
دلم خون شد دلا از در درآیی
امان از ناصح عاقل
امان
که حرفش تلخ و سنگ است
دلم چون چشمه ی آبی فرو خورد
تمام سنگ های ناصحان را
نبود این دل چو شیشه
بشکند زود
به پرتاب یکی حرف از هزاران
ناز و لطیف
و
دل
چه سنگ است
تمام ناله هایم
پیش پایت
لنگه لنگ است
دلم خون شد دلا از در درآیی
امان از ناصح عاقل
امان
که حرفش تلخ و سنگ است
دلم چون چشمه ی آبی فرو خورد
تمام سنگ های ناصحان را
نبود این دل چو شیشه
بشکند زود
به پرتاب یکی حرف از هزاران
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر