۱۳۸۸ آبان ۱۶, شنبه

لجباز

و از آن روز که تو
من را
دیدی
دانستم
که تو لجبازتری . . .
از باران
از هر کوه . . .
من
از آن روز
دگر می دانم
آسمان از حسد همت تو می بارد
و ابرها نیز
از آن دم
که بدیدند تو را بر سر کوه ،
اینچنین میبارند
که تو لجبازتری . . .
و جز این نیست که تو
ابرها . . .
بارانها . . .
کوه ها . . .
همه درسیطره ی
سایه ی همت خود
می داری . . .
و تو
در خواستن خویش
ز هر نیرویی
سخت لجبازتری . . .

۲ نظر:

  1. eyval.kheili bahal bood.khosheman amad.delemoon barat tange.zoodi bia.vanak dastboose. kheili mokhlisim

    Behnam

    پاسخ دادنحذف
  2. اینجور که تو می گی خودا گرفته خوابیده،همه ی زحمت ها هم افتاده گردن سروناز خانم.

    پاسخ دادنحذف