خامی و پختگی اندر ره عشقت ، صنما
هیچ توفیر ندارد بنگر ما ، که چه کرد
طره ی پیش رخت گر بنهی بر ره دوست
پای، در آن چو فتد ،بین ، دل و جانم ! که چه کرد
خم ابروت خدایا بنگر همچو کمان
ناوک دیده چو از آن برهد ، حرب که کرد ؟
هیچ توفیر ندارد بنگر ما ، که چه کرد
طره ی پیش رخت گر بنهی بر ره دوست
پای، در آن چو فتد ،بین ، دل و جانم ! که چه کرد
خم ابروت خدایا بنگر همچو کمان
ناوک دیده چو از آن برهد ، حرب که کرد ؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر