۱۳۸۸ تیر ۲۹, دوشنبه

سکوت

دلم از سکوت بیزار است
دلم از سکوت دلگیر است
دلتنگ است

دلم آرزوی حرفی داشت
دلم آرزوی لبخندی
و امیدی به یک نگاه از تو که بلغزد بر من

من و دل به کار خویشتنیم
تو و تن به جنگ خود با من
و ندارم من ز دلت خبری
که
نظری هست با منت یا نه !

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر