۱۳۸۸ تیر ۲۶, جمعه

عاشق می شویم


هر که را عاشق شدیمش یار بسیار آمدش
هر که را عابد شدیمش حمد بسیار آمدش

هر که را گفتیم معشوقا ، دمی بر ما نگر
روی بر یار دگر کرد و نسیان آمدش

هر که را کردیم ، صرف فعل دوستی
صرف فعل عاشقی بر یار دیگر آمدش

هر که را پنداشتیمش مهربان،ای مهربان
عاقبت نامهربان گشت و دل سنگ آمدش

هر که را حمد و ثنا گفتیم بی چشم طمع
فحش و نفرینِ جزا، بر کام اطهر آمدش

هر که را گفتیم لبخند لبت ،قندست ما را
چون عسل، آن برفت و اخم ابرو آمدش

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر